ارمغان نجف - صفحه 3

زندگی نامه سید شفتی - ارمغان نجف

ارمغان نجف 

نجف نيز معنويت و دانش ارمغان ديگري نيز به سيد بخشيد. ارمغان گرانبهايي كه تا پايان عمر در كنار سيد باقي ماند. اين هديه پر ارج محمد ابراهيم كلباسي بود. دانشجوي سخت كوش چرزه در محفل درس علامة بحرالعلوم با اين دانش پژوه پرهيزگار آشنا شد. [8] و او را رازدار گنجينة اسرار خويش ساخت. 
هر چند تاريخ از ثبت گفتگوها و آمد و شدهاي اين دوستان صميمي خودداري كرده است اما تنها خاطرة بازمانده از آن روزها مي‌تواند نشان دهندة زندگي سيد دانشجويان شفت در نجف باشد: 
روزي محمد ابراهيم به حجرة سيد محمد باقر شتافت و با جانگدازترين تصوير سالهاي دانش اندوزي‌اش روبه رو شد. كتابها نيمه باز در كف اتاق پراكنده بود، كوزة آب گوشه‌اي بر زمين غلتيده، دوست گرانقدرش چون مردگان بر حصير كهنه فرو افتاده مي‌نمود. 
محمد ابراهيم، كه از شرايط زندگي سيد محمد باقر آگاه بود، نيك دريافت كه جواني چون وي جز به سبب گرسنگي چنين ناتوان و زمين‌گير نمي‌شود. پس به بازار شتافته، غذايي مناسب فراهم آورد و دوست عزيزش را از چنگال مرگ رهايي بخشيد. [9] 
زندگي در نجف تا 1204 ه‍ . ق. ادامه يافت.[10] در اين سال بيماري سيد را فرا گرفت و روانة بغداد ساخت.[11] او چهار ماه در بغداد زيست. در اين مدت از درد رهايي يافت، كتاب نفيس «الحلية اللامعه» را به رشته نگارش كشيد[12] و سرانجام براي بهره‌گيري از محضر دانشور برجسته سيد محسن اعرجي رهسپار كاظمين شد.[13] 
جاذبة كاظميه و استاد شهره‌اش گوهر چرزه را يك سال در آن ديار ماندگار ساخت. سپس بار سفر بست و در حدود 1205 ه‍ . ق. راه ايران پيش گرفت. 
در آسمان اصفهان 
سيد محمد باقر در حالي كه جز يك جلد كتاب و سفره‌اي نان چيزي همراه نداشت[14] در مدرسة چهار باغ مسكن گزيد ولي بزودي دريافت كه محفل درسش سرپرست مدرسه را آزرده خاطر كرده است بنابراين به مدرسه ديگر كوچيد[15] و بساط تدريس و تحقيق گسترد. 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی