حجة الاسلام - صفحه 6

زندگی نامه سید شفتی - حجة الاسلام

حجة الاسلام 

همگام با تحولات اقتصادي، زندگيِ سياسي اجتماعي سيد نيز دستخوش دگرگونيهاي بسيار شد. پرهيزگاري، پاي فشاري در اجراي احكام الهي و همراهي پيوستة بزرگاني چون حاج محمد ابراهيم كلباسي و ملا علي نوري اعتبار اجتماعي ستاره نامور حوزه سپاهان را فزوني بخشيد و او را به حجة الاسلام شهره ساخت. حاجي كلباسي با آنكه خود مجتهدي بلند آوازه بود همواره سيد را گرامي مي‌داشت، هرگز پيشتر از وي راه نمي‌رفت و پيوسته مردم را به پيروي از فقيه شفتي فرا مي‌خواند. او بر فراز منبر وعظ مي‌گفت: اگر رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ زندگي خاكي داشت و مي‌خواست كسي را به فرمانداري و داوري شرعي سپاهان گسيل دارد، بي‌تريد آن فرد سيد حجة الاسلام بود.[17] 
اين گفتار از مجتهد پارسايي كه همگان وي را تنديس تقوا مي‌شمردند سيد را پيش از پيش شهره ساخته، بر موقعيت اجتماعي و توان سياسي اقتصادي‌اش افزود. اينك او مي‌توانست با خاطري آسوده رسالت آسماني‌اش را به انجام رساند و آيين وحي را در همة منطقه حاكم سازد. 
در چين شرايطي فتحعلي شاه به اصفهان گام نهاد و سيد كه ديدار با وي را نمي‌پسنديد سرانجام با كوشش آشنايان به اميد كاستن از ستمهاي دربار به ديدارش رفت. او در اين ملاقات دردهاي مردم را به گوش شاه رسانده، وي را به برداشتن مشكلات جامعه فرا خواند. شاه در پايان گفت: از من براي خود چيزي بخواه! 
سيد پاسخ داد: نيازي ندارم. 
ولي فتحعلي خان بر خواسته‌اش پاي فشرد و گفتارش را چند بار تكرار كرد. سرانجام سيد فرمود: اينك كه در اين باره پافشاري مي‌كنيد تقاضا دارم فرمان دهيد نقاره خانه را موقوف سازند. 
شاه خاموش مانده، در شگفتي فرو رفت و پس از خروج به امين الدوله گفت: عجب سيدي است، از من مي‌خواهد نقاره خانه را كه نشانة سلطنت است، موقوف سازم.[18] 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی