نکاتی قابل تأمل در اظهارات شیخ یاور- نکته اول

نکاتی قابل تأمل در اظهارات شیخ یاور- نکته اول

نکاتی قابل تأمل در اظهارات شیخ یاور

 اشــاره:

در تاریخ 5/8/1391  جناب شیخ یاور وکیلی که یادگار سازمان مجاهدین خلق است و برای این که اهداف شوم خودش را بر ضد اسلام و معارف اهل بیت(ع) پیش ببرد وارد لباس مقدس روحانیت شده، گفتگویی را با رفقای خود در خبرگزاری فارس ترتیب داده است که در آن نکاتی دیده می شود که بسیار قابل تأمل و سؤال برانگیز است ما بر آن شدیم تا آنجایی که مطالب در خاطرمان هست پاسخ این اراجیف را بدهیم لذا این گفتگوی کینه ورزانه را در چهار نکته تنظیم و پاسخ هر یک را به اندازه ای که فرصت اجازه بدهد به صورت روشن و شفاف و به زبان خودش خواهیم داد.

از خوانندگان عزیز می خواهیم که این متن را به دور از تعصبات و حب و بغضهای شخصی به دقت مطالعه نمایند و اگر به اصل مطلب اشکالی دارند (نه به لحن مطالب و ادبیات این پاسخنامه) به آدرس این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید   برای ما ایمیل نمایند تا در فرصت مناسب اگر حق بود عذر خواهی کنیم و اگر ناحق بود پاسخ بدهیم. و السلام علی من اتبع الهدی

   نکته ی اول:

ادعای تقوی و ورع کردن و دم از حلال و حروم زدن در حد بسیار بالامجاهد

شیخ یاور صوفی که جزو سلسله شوشتریه هست و باباش ام جزو مجاهدین خلقه تو مطالب خودش دائم دم از تقوی و ورع و حروم و حلال می زنه و طرفدارا فلسفه و عرفان رو و در رأس همه خودشو اهل تقوی و ورع و خداترس و صادق که تموم مطالبشون مطابق با واقع بوده و هیچگونه خدشه­ای به اون وارد نیست معرفی می کنه و در اظهار تقدس و تقوی و اهتمام به شرعیات برا خودش و هم فرقه ایهای خودش افراط می کنه.

و به طور کلی طرفدارا فلسفه و عرفان را فقط به دلیل طرفدار بودن، پاک و پاکیزه و منزه از ادناس و ارجاس می­دونه، می خواد حلال گوشت باشن یا حروم گوشت.

این در حالیه که اهل فلسفه و عرفان، معروف به اباحه­گری و صلح کلی و همه خدایی (یعنی قائل به وحدت وجود) هستن و عالم را قدیم می دونن و معاد جسمانی رو قبول ندارن و آتش جهنم رو برا جهنمیا گوارا می دونن و عشق بازی با پسر بچه های نوجوون رو برا رسیدن به کمال مفید می دونن و آمیزش با زنها رو مساوی با اتحاد با خدا می دونن(1) و شیطون رو سلطان الموحدین می دونن و عمر و ابوبکر و عثمان و معاویه و متوکل رو از اقطابی می دونن که دارای خلافت ظاهری و باطنی بودن و ... که در کتابا و اشعارشون خیلی واضح و روشن به این مطالب اعتراف کردن.

از یه طرف دیگه مخالفا فلسفه هر کی با هر مقام و مرتبه ای که باشه حتی مراجع تقلید شیعه و بزرگان فقه و حدیث گذشته مثل علامه مجلسی و شیخ صدوق و... رو بی تقوی معرفی کرده و اونا رو هدف آماج توهینا، نسبتای دروغ و تهمتا و شایعه سازیا قرار می ده که نمونه هایی از این اقدامات نامشروعش تو سخنرانی سال 1389 اون، تو مدرسه ی صدر اصفهان تو جمع چند نفر از کارگران و طلاب افغانی بود که فصلنامه ی نورالصادق اونا منتشر کرد(فیلم این جلسه تو دفتر تبلیغات اصفهان موجوده اما از بس گند زده، نوارشو به کسی نمیدن) و گفتگوی اخیر اون با دوستای خودش تو خبرگزاری فارس هم بهترین گواه بر این مطلبه و اصلاً تو این گفتگو چیزی غیر از توهین و تهمت و نسبت بی تقوایی به مخالفا مرام و مسلک خودش نیست، جوری بود که خود اون پرسشگره که احتمالاً هم مسلک خودش ام بود، صداش در اومد.

جالبه که این تقدس نمائیا از جانب کسیه که خودش تو خونواده ای نشو و نما کرده که از اعضای اصلی سازمان مجاهدین خلق بودن که هدفشون براندازی نظام و قیام مسلحانه علیه اون و مبارزه با معارف اصیل دینی ما بود به قول آیت الله صافی «غالباً چنین دامنای آلوده ای محل پرورش خبائث و رذائله و زمینه های ذاتی و روانی و موروثی خیلی مناسبی برا خبث سریره ی بچه های اونا فراهمه»، یه کسی که تو حوزه های علمیه و مراکز علمی و فرهنگی هیچ جای پایی نداره و مطروده، رفته یه گوشه ای نشسته، یه وبلاگی باز کرده و داره بر علیه فرهنگ و معارف شیعه کار می کنه، البته گاهی افراد گول قیافه شو می خورن اونو می برندش تا براشون حرف بزنه، اما وقتی حرفاشو شنیدن و خودشو شناختن دیگه ولش می کنن.

آره، یه هم چین کسی به شخصیتا طراز اول شیعه مثل علامه ی مجلسی توهین می کنه، مثل شیخ مفید و شیخ طوسی توهین می کنه، و شیخ صدوق رو «نژاد پرست که با همه بد بوده» معرفی می کنه.

فرزندا منافقین شکست خورده و فراری به امثال آیت الله العظمی صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، مکارم، و بلکه به همه ی مراجع تقلید گذشته و حال توهین می کنن و اونا رو بی تقوی معرفی می کنن، اما فقط تقوی رو در انحصار خودشون و صلح کلی یا و اباحه گرا و وحدت موجودیا و پیروان معارف بیگانه میدونن.

یه آدمی با چنین هویتی در مقابل شخصیتای عظیم، با سوابق درخشانی که امناء الرسل، حصون الاسلام، نجوم السماء، ورثه الانبیاء و... هستن و دارای مقام شامخ شفاعت، و این مقابله ی کل کفره با کل اسلام کما این که وقتی امام علی(ع) در مقابل عمرو بن عبدود قرار گرفت پیغمبر فرمود: برز الإسلام كله إلى الكفر كله (2)

البته نمی خام با این تشبیه کل فلسفه و تصوف رو تو وکیلی خلاصه کنم، نه، هرگز، اون هنوز نطفه است و در رَحم دشمنان اهل بیت قرار داره، اما جسارتا و گستاخیا اونا می تونیم اینطور تشبیه کنیم، که بله، کل جسارتای اهل فلسفه و تصوف تو اون خلاصه شده.

البته ناگفته نمونه که این خود ستائیا و بلند پروازیا، لازمه ی نشستن بر سرسفره ی ملاصدرا و محی الدینه، نمونه شو تو حرفا حسن زاده تو الهی نامه می تونید ببینید که می گه:

«من از گفتن لا اله الا الله شرم دارم.

و می گه: لاتأخذنی سنة و لانوم.

و حرفا صمدی آملی که می گه:

حسن زاده قرآنِ لا یمسه الا المطهرون و امام سجاد(ع) پشت سر او نماز می خواند.» و مادر حسن زاده طاهره ی مطهره و منزه از ادناس و ارجاس است.

و حرفا جوادی آملی که در مدح و کرامات حسن زاده آملی گفته:

«او آنقدر کتاب شناس بود که می گفت: هنگامی که چشم خود را می بندم هر کتابی را که بیاورید روی آن دست می کشم و عنوان آن را می گویم (3) [البته جواب دندون شکن این اباطیل رو هم تو فصلنامه نورالصادق 18/199 مطالعه کنید.]»

اینا آثار نوش جان کردن فضلات یونان و نشخوار کردن قی کرده­های عرفان اکسیوفانه، والا اگه کسی  سر سفره­ی اهل بیت(ع) نشسته باشه یک پارچه ادب و تواضع و نور و تسلیم در برابر معصومه نمونه­شو تو چهره­ی درخشان شیخ صدوق و علامه­ی مجلسی و مقدس اردبیلی می بینید و در زمان ما تو چهره ی نورانی آیت الله حاج سید احمد خوانساری، آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله سیستانی و آیت الله وحید و سایر مراجع تقلید دیدید تا بفهمید که تفاوت رأی از زمین تا آسمونه، اون یکی تو اصل اسلام و ایمونش بحثه و این یکی تو عصمتش از گناه، همونطور که آیت الله بهجت راجع به مرحوم آیت الله العظمی سید احمد خوانساری فرمود او معصومه و امام خمینی هم از ورع و تقوای او تمجید کردن.

به هر صورت نکته­ی اول این بود که شیخ یاور مخالفینو اگر چه شیخ صدوق باشه یا علامه ی مجلسی، بی تقوی معرفی می کنه اما خودشو و خاندان منافقش!! و پیروان معارف بیگانه رو اهل تقوی و صلاح و صدق و صفا می دونه و اینم خودش جای تأمل داره که چه حکمتیه که یه آدمی با اون همه سوابق سیاه، اومده خودشو با تقواتر و مقدس تر و متشرع­تر از مراجع تقلید و علماء شیعه نشون بده.

 

پی نوشت ها:

1-      عشق صوفیانه ی ستاری / 235  به نقل از داوری های متضاد.

2-      إقبال‏الأعمال   467 / 466.

3-     هفته نامه افق حوزه ـ 10/1/1390  ش 134.