فرعون از دیدگاه ابن عربی

فرعون از دیدگاه ابن عربی

 فرعون از دیدگاه ابن عربی
ابن عربی در کتاب فصوص الحکم از فرعون تعریف می کند و حتی او را از اهل کشف و شهود و نجات می داند.فرعون

وی در فصل بیست و پنجم در مورد سئوال فرعون از موسی درباره خدای موسی: «و ما ربّ العالمین»(1) می گوید سئوال فرعون از روی جهل نبوده بلکه هدف فرعون از طرح این سئوال آزمایش موسی بوده است، زیرا فرعون به رتبه شهود خدا رسیده چرا که گفته است: «أنا ربّکم الأعلی»
«... و اما حکمة سئوال فرعون عن الماهیة الإلهیة فلم یکن عن جهل و إنّما کان عن أخبار حتّی یری جوابه مع دعواه الرسالة عن ربّه و قد علم فرعون مرتبة المرسلین فی العلم فیستدلّ بجوابه علی صدق دعواه...»
وی پس از طرح و تفسیر احتجاجات موسی و فرعون در این زمینه به ادعای فرعون مبنی بر «أنا ربّکم الأعلی» می پردازد و این را ادعای درستی می انگارد.(2) در این باره در فصّ موسویه چنین ادامه می دهد:
«...و لما كان فرعون في منصب التحكم صاحب الوقت، و أنه خليفة بالسيف- و إن جار في العرف الناموسي- لذلك قال «أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏»: أي و إن كان الكل أرباباً بنسبة ما فأنا الأعلى منهم بما أعْطيته في الظاهر من التحكم فيكم. و لما علمت السحرة صدقه في مقاله لم ينكروه و أقروا له بذلك فقالوا له: إنما تقضي هذه الحياة الدنيا فاقض ما أنت قاض،(3) فالدولة لک، فصحّ قوله «أنا ربّکم الأعلی» و إن کان عین الحق فالصورة لفرعون».
ترجمه: و آن هنگان که فرعون به سبب آنکه خلیفه وقت بود – اگر چه در ظاهر ظلم و جور می کرد – گفت: من پروردگار برتر شما هستم. منظورش آن بود که همه افراد، به طور نسبی رب و پروردگار هستند و من (فرعون) برترین آنها می باشم به سبب آنچه که از نظر حکومت ظاهری به من داده شده است. و هنگامی که ساحران درستی گفتار فرعون را فهمیدند او را انکار نکردند و به این مقام او اقرار نموده و گفتند:

پس حکم کن به آنچه حکم کننده هستی، جز این نیست که تو در این دنیا حکم می کنی و دولت از آن توست. پس درستی گفتار فرعون روشن شد که گفت: من پروردگار برتر شما هستم. گرچه او عین حق بود اما در ظاهر فرعون بود.
ابن عربی فرعون را اهل ایمان و نجات می داند و در فصوص الحکم می گوید:
«فقبضه طاهراً مطهّراً لیس فیه شیء من الخبث لأنّه قبضه عند ایمانه»
: «خداوند جان او(فرعون) را گرفت در حالی که چیز از پلیدی در او نبود چرا که به هنگام ایمان وی، جانش را گرفت».
ابن عربی در کتاب فصوص الحکم در فصّ موسویه، فرعون را اهل نجات معرفی کرده است. زمانی که موسی(ع) با یارانش از دریا گذشتند و فرعون و یارانش وارد دریا شدند و به اذن خداوند دریا دوباره به هم آمد و فرعون در حال جان دادن بود فرعون به موسی خطاب کرد: «ایمان آوردم به همان خدایی که بنی اسرائیل ایمان آورده است»(4) اما خداوند در جوابش فرمود: «آلان و قد عصیت قبل و کنت من المفسدین»(5) «حالا که داری غرق می شوی! در حالی که تو از قبل انسان فاسدی بودی».
اما ابن عربی تفسیر جالبی دارد که کاملاً با نصوص قرآن منافات دارد. وی می گوید:
«فآمن الذی آمنت به بنو اسرائیل علی التیقّن بالنجاة، فکان کما تیقّن، لکن علی غیر الصورة التی أراد، فنجاه الله من عذاب الآخرة فی نفسه و نجّی بدنه...».
«پس فرعون ایمان آورد بدانکه بنی اسرائیل به آن ایمان آوردند بر یقین به نجات، پس نجات برای او حاصل شد لکن به غیر صورتی که اراده کرد (چه او نجات در حیات دنیا را اراده کرد) و خداوند او را از عذاب آخرت نجات داد»
سپس می گوید: «... و الأمر فیه الی الله، لما استقر فی نفوس عامة الخلق من شقائه، و ما لهم نصّ فی ذلک یستندون الیه».
«امر درباره فرعون موکول به خداوند است چه اینکه در نفوس عامه خلق مستقر است که فرعون در آخر شقی مرد و حال اینکه آنان را در شقاء او نصّی(دلیلی) نیست که بدان استناد جویند».
تعجب اینجاست که این عالم بزرگ می گوید: هیچ دلیلی بر اینکه فرعون عاقبت به شر شد نیست.
در جواب باید گفت: دلایل متعددی در قرآن درباره عدم نجات فرعون و دوزخی شدن وی است. از جمله:
در سوره مبارکه نازعات خداوند می فرماید: «فقال أنا ربکم الأعلی فأخذه الله نکال الآخرة و الأولی»(6) «فرعون ندای خدایی سر داد و خداوند او را در آخرت و دنیا مورد عقوبت قرار داد».
و در مورد عدم پذیرش توبه انسان هنگام مرگ می فرماید: «وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيَِّاتِ حَتىَّ إِذَا حَضرََ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ إِنىّ‏ِ تُبْتُ الَْانَ وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُوْلَئكَ أَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»(7)
«براى كسانى كه كارهاى بد را انجام مى‏دهند، و هنگامى كه مرگ يكى از آنها فرا مى‏رسد مى‏گويد: «الان توبه كردم!» توبه نيست و نه براى كسانى كه در حال كفر از دنيا مى‏روند اينها كسانى هستند كه عذاب دردناكى برايشان فراهم كرده‏ايم‏».
و در آیه دیگر قرآن که نص بر جهنمی شدن فرعون است خداوند می فرماید:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسىَ‏ بَِايَاتِنَا وَ سُلْطَنٍ مُّبِينٍ* إِلىَ‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلَايْهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ* يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَمَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ»(8) 
« ما، موسى را با آيات خود و دليل آشكارى فرستاديم ...* بسوى فرعون و اطرافيانش اما آنها از فرمان فرعون پيروى كردند در حالى كه فرمان فرعون، مايه رشد و نجات نبود!* روز قيامت، او در پيشاپيش قومش خواهد بود و (به جاى چشمه‏هاى زلال بهشت) آنها را وارد آتش مى‏كند! و چه بد آبشخورى است (آتش)، كه بر آن وارد مى‏شوند!»


 پینوشتها

1-شعرا/23
2-این ادعابا مبانی فکری ابن عربی در مبحث وحدت وجود و اعیان ثابته مطابقت دارد.
3-الآیة معکوسة و أصلها «فاقض ما أنت قاض إنّما تقضی هذه الحیاة الدنیا» (طه/75)

4-یونس/90
5-یونس/91

6-نازعات/24 و25
7-نساء/18
8-هود/96 الی98

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی