ابن عربی و عشق به شیخین

ابن عربی و عشق به شیخین

ابن عربی وعشق به شیخین ابن عربی آنچنان به شیخین عشق می ورزد که می کوشد به وسیله فحاشی و ناسزا گویی، حقد و کینه خود را نسبت به آنان که به شیخین ارادت نمی ورزند ابراز کند. او کلمه خنزیر را که حاوی خباثت ظاهری و باطنی است به این منظور انتخاب کرده و برای اینکه بهتر در نفوس مؤثر افتد حیله ای اندیشیده و آن را به عنوان یک مکاشفه از رجال الله مطرح می کند و در فتوحات می گوید:
«و منهم (رجال الله) الرجبیون و هم اربعون نفساً فی کلّ زمان لا یزیدون و لا ینقصون و هم رجال حالهم القیام بعظمة الله و هم رکن الأفراد و هم أرباب القول الثقیل من قوله تعالی إنّا سنلقی علیک قولاً ثقیلاً لقیت واحداً منهم... و کان هذا الذی رأیته... کشف الروافض من اهل الشیعه... فکان یراهم خنازیر... فاذا مرّ علیه یراه فی صورة خنزیر فیستدعیه و یقول له تب الی الله فإنک شیعی رافضی...»(1) 
ترجمه: رجبیون گروهی از رجال الله هستند که در هر زمان چهل نفر از آنان وجود دارند، عدد آنان نه کم می شود و نه زیاد. آنان قائم به عظمت الهی هستند. آنان رکن افرادند. آنان ارباب قول ثقیل در آیه شریفه در آیه شریفه «إنا سنلقی علیک قولاً ثقیلاً...» می باشند. یکی از آنان را ملاقات کردم، آن کس را که من دیدم باطن شیعیان رافضی را کشف کرده بود، آنان را به صورت خوک می دید. هر گاه به یکی از آنان می گذشت او را به صورت خوک می دید و می گفت: تو شیعه رافضی هستی توبه کن.
 سید جلال الدین آشتیانی به خاطر همین سخن ابن عربی، وی را به شدت مورد ملامت قرار داده، می نویسد:
«شیخ أعظم با آنکه به اهل بیت عصمت و طهارت عشق می ورزد،خصم الدّ شیعه امامیه (دوازده امامی) است... آنچه در این قسمت از فتوحات آورده بسیارسست و خالی از صحت است... در دو قضیه منقول از «رجبیون» و آن دو شاهد آثار جعل آشکار است، مع هذا شیخ محقق از ناحیه عشق بر شیخین باور کرده است»(2).
دکتر محسن جهانگیری که از محققان عرصه عرفان ابن عربی است، به خاطر این سخن ابن عربی از وی انتقاد می کند و می نویسد:
«این ایراد هم که گفته شده رجبیون در کشفشان روافض(شیعیان) را به صورت خنازیر می بینند وارد است که متأسفانه در فتوحات مکیه این سخن نوشته شده است، گر چه این سخن از این نقطه نظر که وی یک مسلمان سنی و در نتیجه مخالف شیعیان است، که به گفته خودش درباره ابوبکر و عمر عقیده سوء دارند و در حقّ علی(ع)‌ غلوّ می کنند طبیعی است(3).
و اما از نقطه نظر دیگر یعنی اینکه او خود را یک صوفی صافی و یک عارف راستین می داند، بسیار بعید و مستعبد می نماید که عارف راستین را، آن هم عارف وحدت وجودی که احیاناً به وحدت ادیان نیز تفوه می کند، با نوع عقیده و مذهب مردم چه کار؟ او چگونه روا می دارد که گروهی را به واسطه داشتن عقیده و مذهب خاصی تا آن حد تحقیر و توهین نماید که سیرت و سریرتشان را تا مرتبه خنازیر پایین بیاورد و یا دست کم از کسانی که این گونه سخنان کوته بینانه را بر زبان رانده اند به بزرگی یاد کند و دعوایشان را با آب و تاب نقل نماید و خودشان را از اولیاء الله پندارد»(4).
هیچ محققی مانند حضرت امام خمینی(ره) جوابی دندان شکن به سخنان ابن عربی نداده است، وی در کتاب تعلیقات بر شرح فصوص الحکم به یاوه های ابن عربی این گونه جواب می دهند:
«بل قد يشاهد السالك المرتاض نفسه و عينه الثابتة في مرآة المشاهد لصفاء عين المشاهد، كرؤية بعض المرتاضين من العامة الرفضة بصورة الخنزير بخياله، و هذا ليس مشاهدة الرفضة كذا، بل لصفاء مرآة الرافضي رأى المرتاض نفسه التي هي على صورة الخنزير فيها فتوهم انه رأى الرافضي، و ما رأى الا نفسه‏»(5).
ترجمه: «بعضی از نفوس از آنجا که صفحه وجودشان در اثر صفای باطنی هم چون آئینه مصقّل می باشد، ممکن است سالک مرتاض عین ثابت نفوس خویش را در آئینه وجود او مشاهده نماید. نظیر مشاهدهشیعیان به صورت خنزیر توسط بعضی مرتاضین اهل سنت که گمان کرده اند آن صورت واقعی شیعیان بوده بلکه به واسطه صفای آینه شیعیان، مرتاض صورت خود را که به شکل خنزیر(خوک) بوده در آینه او مشاهده نموده و گمان کرده است که آن صورت رافضی (شیعه) بوده، حال آنکه فقط صورت خود را دیده است».


پی نوشتها

1- فتوحات مکیه ج2 ص8 باب الثالث و السبعون
2- مقدمه بر شرح فصوص الحکم قیصری، ص44

3- این سخن جناب دکتر جهانگیری قابل نقد است، زیرا بسیاری از علمای اهل سنت چنین افترایی را به شیعه نبسته اند هر چند نسبت به شیعیان منتقدند، بنا بر این سخن ابن عربی هیچ طبیعی نیست. آیا سزاوار است شخصی به صرف اینکه گروهی برخی از عقاید وی را پذیرا نیست بدترین فحش ها و تهمت ها به آنها زند!
4- محی الدین چهره برجسته عرفان اسلامی ص561 و562
5- تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الأنس ص221

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی