دیدگاه آیت الله خمینی در مورد ابن عربی

 دیدگاه آیت الله خمینی در مورد ابن عربی
این بخش را از این جهت به دیدگاه آیت الله خمینی اختصاص نمودیم تا ثابت نماییم آن گونه که برخی از طرفداران ابن عربی می پندارند مرحوم آیت الله خمینی جزو طرفداران و مدافعان ابن عربی است در اشتباهند.
امام خمینی و ابن عربی
آن کسانی که می خواهند امام خمینی را مقلد عرفان ابن عربی و تابعان وی معرفی کنند کاملاً در اشتباهند.

مرحوم آیت الله خمینی به خاطر آن روح حق جویش از همان ابتدای جوانی در مسیر پژوهش و تحقیق بود، به این علت بسیاری از علوم را خواند و به عمق آن رسید و صاحب نظر گشت؛ اما روح بلند وی هرگز از این علوم اقناع و راضی نگردید.

بنابر این اگر می بینیم ایشان برخی از کتب فلاسفه و عرفا را شرح نموده، هرگز به این معنا نیست که وی عقاید عرفا و فلاسفه را پذیرفته باشد.
مثلاً ایشان که خود استاد علم فلسفه بود در اشعارش در مذمت آن می گوید:

با فلسفه ره به سوی او نتوان یافت    با چشم علیل کوی او نتوان یافت
این فلسفه را بهل که با شهپر عشق    اشراق جمیل روی او نتوان یافت [1]
***
فاطی که به علم فلسفه می نازد    بر علم دگر به آشکارا تازد
ترسم که در این حجاب اکبر آخر    غافل شود و هستی خود را بازد [2]
***
فاطی که فنون فلسفه می خواند    از فلسفه فاء و لام و سین می داند
امید من آن است که با نور خدا    خود را ز حجاب فلسفه برهاند
***
آنانکه به علم فلسفه می نازند    بر علم دگر به آشکارا تازند
ترسم که در این حجاب اکبر آخر    سرگرم شوند و خویشتن را بازند [3]
***
فاطی که به قول خویش اهل نظر است    در فلسفه کوششش بسی بیشتر است
       باشد که به خود آید و بیدار شود    داند که چراغ فطرانش در خطر است [4]
***
علمی که جز اصطلاح و الفاظ نبود    جز تیرگی و حجاب چیزی نفرود
هر چند تو حکمت الهی خوانیش     راهی به سوی کعبه عاشق ننمود [5]

همچنین ایشان عرفان اصطلاحی – که به عرفان نظری مشهور است و ابن عربی در رأس آن قرار دارد – را راهی سالم برای کسب معرفت خداوند نمی داند، وی در دیوان اشعارش می فرماید:

آن کس که به زعم خویش عارف باشد    غوّاص به دریای معارف باشد
روزی اگر از حجاب آزاد شود     بیند که به لاک خویش واقف باشد [6]
***
تا تکیه گهت عصای برهان باشد     تا دیدگهت کتاب عرفان باشد
در هجر جمال دوست تا آخرعمر    قلب تو دگرگون و پریشان باشد [7]
***
از صوفی ها صفا ندیدم هرگز    زین طایفه من وفا ندیدم هرگز
زین مدعیان که فاش أنا الحق گویند     با خود بینی فنا ندیدم هرگز [8]

ایشان بعد از یک عمر مجاهده و پژوهش در عرصه های گوناگون علمی، مشهورترین کتاب های فلاسفه و عرفا را دام ابلیس معرفی می کند و می فرماید:
«اسفار اربعه (کتاب مشهور ملا صدرا) با طول و عرضش از سفر به سوی دوست بازم داشت، نه از فتوحات(تألیف ابن عربي) فتحی حاصل و نه از فصوص الحکم(کتاب دیگر ابن عربی) حکمتی دست داد.... پس از این پیر بینوا بشنو که این بار را به دوش دارد و زیر آن خم شده است؛ به این اصطلاحات که دام بزرگ ابلیس است بسنده مکن و در جستجوی او جلّ و علا باش»[9].
برخی از طرفداران عرفان ابن عربی جهت تأیید عقاید وی از نام مرحوم آیت الله خمینی(ره) استفاده ابزاری نموده و می گویند ایشان ابن عربی و عقایدش را تأیید کرده است. آنان مهمترین دلیلشان نامه تاریخی مرحوم آیت الله خمینی(ره) به رهبر شوروی سابق جناب گورباچف مطرح می نمایند. ایشان در این نامه مهم که در اواخر عمر مبارکشان به رهبر کمونیست های جهان نوشت بعد از معرفی خدا به گورباچف و نصیحت دلسوزانه به وی، از چند شخصیت بزرگ علمی اسلامی نام برد و از ایشان تمجید نمود. در قسمت پایانی این نامه حضرت امام(ره) از ابن عربی به عنوان عارف و دانشمندی بزرگ یاد می کند؛ اما نمی توان گفت که تعریف و تمجید مرحوم آیت الله خمینی از نبوغ و علم ابن عربی نشانه تأیید مطلق عقاید وی می باشد. آیا زمانی که ما از دانشمندان غربی مثل اینشتین و نیوتن تعریف می کنیم عقاید آنان را هم تأیید می کنیم؟
در ثانی باید توجه داشت که نامه ایشان(ره) به رهبر کمونیست های جهان که عقیده ای به معارف الهی ندارد بود. گورباچف که انسان زندیقی است عقیده ای به ادیان الهی و خدا ندارد و آنچه که برای وی قابل پذیرش است علوم صرفاً بشری است نه علوم وحیانی؛ و از آنجا که ابن عربی یکی از نابغه ها و چهره های شاخص عرفان بشری است و سلوک او با توجه به قوای وی و استعدادهای خویش است با ملاک های گورباچف کمی قابل تطبیق است و لذا مرحوم آیت الله خمینی(ره) در نامه تاریخی خویش از مفاخر علمی حدیثی،‌ تفسیری، قرآنی و فقهی اسلام سخنی به میان نمی آورد و از فلاسفه و برخی از عرفای منتسب به اسلام که علوم آنها صرفاً از علوم بشری است تعریف و تمجید می نماید. دلیل واضح این استدلال انتقادهای شدیدی است که ایشان(ره) نسبت به ابن عربی دارد، به عنوان نمونه:
ابن عربی می گوید:
«و لهذا مات رسول الله(ص) و ما نصّ بخلافته عنه الی احد ولاعیّنه...» [10]
ترجمه: «رسول خدا(ص) رحلت کرد و به خلافت احدی تصریح نکرد و برای خود خلیفه تعیین نفرمود».
مرحوم آیت الله خمینی(ره) در جواب ابن عربی با تندی می فرماید:
«هذا من اقبح القبایح. خلافت ظاهری و منصب الهی امری است که بر مردم پوشیده و مخفی است و این باید به نصّ و تعیین آن از جانب وحی اظهار شود زیرا امر خلافت از اعظم فرائض است برای رسول الله(ص) و تضییع این امر خطیر موجب تشتّت امر خلافت و مختل شدن اساس نبوت و اضمحلال آثار شریعت می شود و این از قبیح ترین قبائح است که هیچ کس حاضر نیست چنین کاری را به انسان های معمولی نسبت بدهد چه رسد به پیغمبر مکرم و رسول معظم»[11].
ابن عربی در فتوحات مکیه می گوید: از جمله رجال الله رجبیون هستند، آنان در عالم مکاشفه شیعیان را به صورت خوک می بینند. ابن عربی مدعی است که شکل خوک علامتی است که خداوند برای پیروان این مذهب قرار داده است[12].
مرحوم آیت الله خمینی(ره) در جواب این اهانت بزرگ ابن عربی به شیعیان می نویسد:
«بعضی از نفوس از آنجا که صفحه وجودشان در اثر صفای باطنی هم چون آئینه مصقّل می باشد، ممکن است سالک مرتاض عین ثابت نفوس خویش را در آئینه وجود او مشاهده نماید. نظیر مشاهدهشیعیان به صورت خنزیر توسط بعضی مرتاضین اهل سنت که گمان کرده اند آن صورت واقعی شیعیان بوده بلکه به واسطه صفای آینه شیعیان، مرتاض صورت خود را که به شکل خنزیر(خوک) بوده در آینه او مشاهده نموده و گمان کرده است که آن صورت رافضی (شیعه) بوده، حال آنکه فقط صورت خود را دیده است»[13].
و همچنین برای دفاع از ابن عربی این سخن مرحوم آیت الله خمینی(ره) را پیش می کشند:
«باید معارف را از ادعیه فهمید... باید معارف را از ادعیه آنها آموخت، چون طرف خطاب در ادعیه حق سبحانه است، لذا می بینیم جملات صاحب فصوص در معنی با ادعیه موافق است. منتهی حضرت امیر(ع) متأدب بوده و توانسته حق بیان را ادا نماید و صاحب فصوص متأدب نبوده و نتوانسته حق را ایفا کند»[14].
در جواب کسانی که می خواهند از سخن عالم ربانی و عزیزی چون خمینی(ره) استفاده ابزاری کنند می گوییم:
منظور ایشان که فرمود: ابن عربی نتوانسته حق را ایفا کند این است که وی تفوه به سخنی نموده است که در فرمایش امام عارفان علی(ع) نمی باشد بلکه خلاف آن است و از این جهت ادب را رعایت نکرده است؛ چون ادب اقتضا می کرد که ایشان به همان گونه سخن بگوید که امیر مؤمنان(ع) فرموده است؛ نه بیان و کلامی که سبب تحیر یا احیاناً گمراهی اشخاص از مسیر توحید شود. و منظور از موافقت هم موافقت برخی از سخنان ابن عربی با سخنان امیر مؤمنان علی(ع) است آن هم در ظاهر معنا نه در اصل معنا، چنانکه خود حضرت امام در یکی از بیاناتشان بین عرفان اصطلاحی (عرفان نظری ابن عربی و دیگر بزرگان این میدان) و اهل معرفت به حسب حقیقت و معنا (یعنی خاندان طهارت(علیهم السلام) و خواص ایشان) تفاوت گذاشته اند، وی می فرماید:
«در آن (قرآن) یک سفره ای است که انداخته شده است برای همه طبقات، یعنی یک زبانی دارد که این زبان هم زبان عامه مردم است و هم زبان فلاسفه است و هم زبان عرفای اصطلاحی و هم زبان اهل معرفت به حسب واقع»[15].
منظور از عرفای اصطلاحی آن کسانی هستند که می خواهند با الفاظ و اصطلاحات و مباحث علمی به شناخت خداوند برسند، این گروه چون تکیه بر قوای خود دارند در مسیر شناخت عموماً دچار لغزشها و خطاهایی کوچک و بزرگ شده اند که در رأس این عرفان اصطلاحی و نظری ابن عربی قرار دارد. مرحوم آیت الله خمینی(ره) بین این طایفه که اسم عارف را یدک می کشند با اهل معرفت به حسب واقع فرق می گذارد. عرفای واقعی کسانی هستند که خود خداوند تعالی معرفت خویش را در قلب آنان جای داده است. و با توجه به سخنان دیگر ایشان(ره) در مواضع گوناگون، این گروه کسی جز خاندان طهارت(ع) و خواص ایشان نمی باشد. ابن عربی هرگز عارف به معنای حقیقی نیست؛ زیرا کسی که عمر بن خطاب را معصوم می داند و زشت ترین فحاشی را به پیروان خاندان طهارت(ع) دارد کجا می توان وی را عارف نامید! بنابر این در دیدگاه مرحوم آیت الله خمینی ابن عربی اصلاً عارف نیست، بلکه عارف نماست و از این جهت است که مرحوم آیت الله خمینی در اواخر عمر مبارکشان مهمترین کتابهای ابن عربی، یعنی فتوحات مکیه و فصوص الحکم را دام ابلیس معرفی میکند، چنان که گذشت.
با توجه به مباحث پیشین می گوییم:
مرحوم آیت الله خمینی(ره) هرگز مرید عرفان ابن عربی و بالاتر از وی نبود، بلکه حضرت امام مرید کامل خاندان عصمت و طهارت(ع) بود، و مهمترین دلیل آن همانا اصل مترقی و نورانی ولایت فقیه است که در افکار و سیره مرحوم آیت الله خمینی(ره) ظهور نموده است.
حال سخن ما به طرفداران ابن عربی – که سعی دارند وی را عارفی وارسته و عالمی ربانی معرفی کنند – این است که:
آیا کسی که از یک طرف توهین ها و جسارت ها به پیروان اهل بیت(ع) دارد، و از طرف دیگر اولو الأمر را هر حاکمی می داند هر چند ظالم و دیکتاتور باشد، و حتی جنایتکاری چون متوکل عباسی را ولی کامل خدا معرفی می کند، عقیده ای به آنچه در افکار نورانی مرحوم آیت الله خمینی(ره)‌در تشکیل حکومت اسلامی تبلور یافته دارد؟!


پی نوشتها

[1] دیوان اشعار ص202
[2] دیوان اشعار، ص204
[3] دیوان اشعار، ص209
[4] همان ص194
[5] همان ص212
[6] همان ص206
[7] همان ص207
[8] دیوان اشعار ص317
[9] صحیفه نور ج20 ص165
[10] فصوص الحکم فص داوودیه
[11] تعلیقات بر شرح فصوص الحکم ص196
[12] فتوحات مکیه ج2 ص8 متأسفانه برخی از دلدادگان و طرفداران ابن عربی که خود را جزو علمای شیعه می دانند، سعی می کنند به گونه ای ابن عربی را تبرئه نمایند. مثلاً می گویند: این سخن جزء تحریفات کتاب ابن عربی است. یا می گویند: منظور ابن عربی از شیعیان رافضی خوارج می باشد. در جواب می گوییم: 1- این سخن وی نمی تواند جزء تحریفات آثار ابن عربی باشد، زیرا در تمام نسخه های خطی معتبر ابن عربی موجود است 2- اگر کسی قبل و بعد از این جمله فوق را مطالعه کند به وضوح می یابد که منظور ابن عربی از شیعیان رافضی پیروان خاندان عصمت و طهارت(علیهم السلام) می باشد. 3- ابن عربی در کتاب فتوحات مکیه ج1 ص281 و282 تمام فرقه های شیعه را گمراه می داند و ادعا دارد که گمراه ترین آنان شیعیان دوازده امامی می باشند اما حضرت امام خمینی(س) با صراحت هر چه تمام تر –بدون توجیه سخن وی – به ابن عربی می تازد و جوابی دندان شکن به وی می دهد.
[13] تعلیقات بر شرح فصوص الحکم ص221
[14] تقریرات فلسفه امام خمینی ج2 ص183
[15] صحیفه امام ج20 ص408 و 409

نظرات   

 
+1 #3 ابناء الدلیل 1393-04-12 01:22
دوستان
تعصب کور تا چه حد؟
آیا وظیفه ما دفاع از مکتب حقه شیعه است یا دفاع از اشخاصی نظیر ابن عربی؟
چرا در تمام سایت ها و وبلاگهایی که ابن عربی را نقد کرده اند؛ طرفدارانش فحاشی می کنند یا اظهار تاسف؟
دلیل اقامه کنید در دفاع از ابن عربی که سنی متعصب ناصبی بوده است, اگر دلیلی دارید.
آیا مگر نه این است که امیرالمومنین علیه السلام فرمودند اول حق را بشناسید و اشخاص را معیار حق قرار ندهید؟
آیا حضرت امام صادق علیه السلام نفرمودند که بپرهیز از اینکه جز حجت خدا را در همه آن چه می گوید تصدیق کنی؟
آیا فقط خدا و معصومین علیهم السلام نیستند که قابل نقد نیستند و سایرین قابل نقد هستند و ممکن الخطا؟
کاش کمی بیندیشیم.
کاش تعصب های مان به معصومین ع، بیش از تعصبمان به امثال ابن عربی ها و مولوی ها و نام های این آن باشد.
کاش...
خدایا آقای ما(عج) را که ابن عربی خود را از شناخت او بی نیاز می دانست برسان.همو که از شروط کلمه توحید است و ابن عربی عنود لجوج از او روگردان بود.
نقل قول
 
 
-2 #2 مریم رییسی 1393-02-28 11:19
واقعا برای این مطالب سخیفتان متاسفم این گونه نوشته ها فقط از روی بغض و جهالت است و بس فقط فکر کنیم که در جهان دیگر چگونه می خواهیم پاسخ دهیم
نقل قول
 
 
+2 #1 وحید حیدری 1392-08-26 23:09
سلم علیکم واقعا برای شما و هم فکرانتان متاسفم که اینقدر کج اندیش هستید امام غیر از اینهایی که نوشتید جمله ی دیگری نگفته اند
عمله ی انگلیس خبیث
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی