گرفتن علوم مستقیم از خدا

گرفتن علوم مستقیم از خدا

 گرفتن علوم مستقیم از خدا
ابن عربی ادعا دارد  که بسیاری از علوم را در شهودات خویش مستقیماً از خدا دریافت نموده است.

مشهورترین و عظیم ترین کتاب وی فتوحات مکیه می باشد که مدعی است با الهام الهی آن را نگارش نموده

و همچنین وی در آثارش می نویسد که خدا را در خواب دیده و از وی معارف را دریافت نموده است.
اصولاً از عقاید صوفیه این است که سالک باید علوم و مکتوبات را رها کند و خود محل وحی شود و از معارف الهی مستقیم بهره مند گردد.
یکی از اساتید ابن عربی که در کتاب فتوحات مکیه بسیار از وی تمجید می کند و او را در زمره اقطاب روزگار نام می برد، ابو مدین غوث تلمسانی عقیده ابن عربیاست. ابن عربی در چند جای فتوحات نام او را همراه بایزید بسطامی می آورد، گاه به خاطر شأن او با پیر بسطامی و گاه تشابه افکار ایشان را برای مریدان ثبت و بیان می دارد. از جمله نظر هر دو در باب علم آن است که باید از حیّ ازلی که زنده جاوید است گرفته شود، نه از کسانی که از مردگان روایت می کنند. در فتوحات می نویسد:
«هر گاه به شیخ ابو مدین گفته می شد، فلانی از فلانی روایت کرد، او می گفت: ما نمی خواهیم قدید(گوشت کهنه خشکیده) بخوریم، گوشت تازه بیاورید، از پروردگارتان روایت کنید، فلان و بهمان را رها سازید، آنها گوشت تازه خوردند، واهب نمرده است. او به شما نزدیک تر از رگ گردن است. باب فیض الهی و مبشرات هم بسته نشده است». [1]
نقد این دیدگاه:
پذیرش این عقیده انکار احادیث پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) است، و همچنین افتادن انسان در مهلکه توهمات و عقاید فاسده، زیرا انسان اگر معارف معصومان را رها کند و جهت رسیدن به معارف الهی سیر و سلوک و کشف و شهود خویش را ملاک قرار دهد، قطعاً دچار انحرافات بزرگ عقیدتی خواهد شد، آنگاه سالک که بدون راهنمای معصوم پیش رفته بر اثر ریاضات شدید دچار توهماتی می شود و آن توهمات و تخیلات در ذهن و روح وی به صورت حقایق و مکاشفات جلوه می کند و سالک می پندارد که حقایق از مصدر الهی بر او منکشف شده، در حالی که چنین نیست. او فقط دچار توهمات گشته است.
اینکه ابن عربی می گوید خدا را در خواب دیدم، آیا چیزی جز توهمات ذهنی او می تواند باشد؟!


پی نوشت

 [1] قال أبو يزيد البسطامي رضي الله عنه في هذا المقام و صحته يخاطب علماء الرسوم أخذتم علمكم ميتا عن ميت و أخذنا علمنا عن الحي الذي لا يموت يقول أمثالنا حدثني قلبي عن ربي و أنتم تقولون حدثني فلان و أين هو قالوا مات عن فلان و أين هو قالوا مات و كان الشيخ أبو مدين رحمه الله إذا قيل له قال فلان عن فلان عن فلان يقول ما نريد نأكل قديدا هاتوا ائتوني بلحم طري يرفع همم أصحابه هذا قول فلان أي شي‏ء قلت أنت ما خصك الله به من عطاياه من علمه اللدني أي حدثوا عن ربكم و اتركوا فلانا و فلانا فإن أولئك أكلوه لحما طريا و الواهب لم يمت و هو أقرب إليكم من حَبْلِ الْوَرِيد و الفیض الإلاهی و المبشرات ما سدّ بابها. (فتوحات مکیه ج1 ص280)

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی