ابن عربی وشیعه ستیزی

ابن عربی وشیعه ستیزی

ابن عربی وشیعه ستیزی

مرحوم استاد سید جلال الدین آشتیانی که از مدافعان و شارحان آثار ابن عربی است به وی به خاطر این سخن به شدت انتقاد می کند و ابن عربی را شخصی ساده لوح و شیعه ستیز معرفی می کند.مخالف افکار ابن عربی
ایشان می نویسد:
«شیخ أعظم به طور کلی با شیعه، خصوصاً فرقه امامیه، عظّم الله شأنهم، سر سازش ندارد. او گویا مطلقاً آثار شیعه را ندیده است... شیخ اعظم، بر خلاف شاگرد کبیر خود، شیخ کبیر صدر الدین قونوی، اقوالی را مستند به شیعه، و به قول او خصوصاً الإمامیه من الشیعه دانسته که کذب محض است و شیخ آنها را واقعی پنداشته، در حالی که او خود بدون تحقیق در سند احادیث و روایاتی را که وضاعین با کمال وقاحت از قول حضرت ختمی مقام جعل کرده اند نازل در شأن خلفا، خصوصاً خلیفه دوم دانسته، و آن مجعولات را چندان با آب و تاب نقل و با ابتهاج شرح و تفسیر می کند که شخص ساده لوح را تحت تأثیر قرار می دهد.... در همان کتاب (فتوحات) بعد از ذکر اقسام «خواطر» و تقسیم شیاطین و بیان «مداخل الشیطان فی نفوس العالم» و «الغلوّ فی حبّ آل البیت» پرداخته است به ذکر مطاعن شیعه، خصوصاً امامیه من الشیعه، و گفته است: و اکثر ما ظهر ذلک فی الشیعه و لا سیّما الإمامیة منهم. فدخلت علیهم شیاطین الجن....
از هیچ دیوانه ای چنین کلامی شنیده نشده است.

یکی از احتمالات آن است که دشمنان امیر مؤمنان، علی بن أبی طالب علیه السلام، یعنی ملحدان از نواصب، که سالیان متوالی به فرمان معاویة بن أبی سفیان را در جمیع شهرها و قصباتی که در تصرف فرزند هند جگر خوار علیه و علی آبائه و أبنائه و أذنابه لعنة اللاعنین، بود دشنام می دادند، آنچه که شیخ اعظم بدون تحقیق از امور مسلمه دانسته است جعل کرده اند.

در زمان شیخ، اعلی الله قدره، بسیاری از افاضل شیعه در سوریه و خصوصاً در حلب موطن داشتند و شایسته بود شیخ بزرگوار به آنها مراجعه می کرد. نسبت دادن کلامی به آن سستی به شیعه به نحو اطلاق حاکی از ساده لوحی و زود باوری است.

احدی از ارباب علم و معرفت چنین مطلب سستی را مورد توجه قرار نداده است.

شیخ اعظم در مقام نقل حدیث، جمله «فی الحدیث الصحیح المنقول عن ابی هریرة عن النبی(ص)» را ورد زبان خود قرار داده است. در حالی که ابوهریره چندان شهرت در نقل حدیث ضعیف دارد که علمای مصر او را بازرگان حدیث نام داده اند».[1] 


پی نوشت

[1]  مقدمه به شرح فصوص الحکم قیصری، ص45 و46

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی