خلیفه بلا فصل رسول خدا(صلی الله علیه وآله)

خلیفه بلا فصل رسول خدا(صلی الله علیه وآله)

ابن عربی ابو بکر را خلیفه بلا فصل رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می داند
ابن عربی در فتوحات مکیه در شش مورد حدیث «لو کنت متخذاّ خلیلاً لاتخذت ابابکر خلیلاً» [1] را شاهد بر عظمت ابو بکر بلکه همتایی یا تالی تلو پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بودن او می داند، بلکه از این حدیث ضرورت خلافت بلا فصل ابو بکر را استفاده کرده است.
در فتوحات مکیه می گوید:
«و ورد فی الخبر لو کنت متخذاً خلیلاً لاتخذت ابابکر خلیلاً لکن صاحبکم خلیل الله فانظروا الی ما تحت هذا من المعنی اللطیف قال بعضهم:
و تخللت مسلک الروح منّی و بذا سمی الخلیل خلیلاً
و قال ما ثمّ إلّا أسماؤه و لیست سواه و ما فیها دلائل علیه بل هی عینه، و قد تخللها المتخلق الکامل فهو الخلیل.» [2]
ترجمه: در خبر آمده است که «اگر من خلیلی بر می گزیدم ابوبکر را به عنوان خلیل بر می گزیدم، و لکن صاحب شما خلیل الله است». پس بنگر در ذیل این عبارت چه معنای لطیفی نهفته است.

و برخی [در غالب شعر] گفته اند:
«در من همچون روانم (تخلّل و) نفوذ کرده ای. و به همین جهت «خلیل» خلیل نامیده شده است».
از اینجاست که خلیل نیست مگر اسمائی برای خلیلش و غیر از او نیست، و در اسماء دلیل هایی بر خلیل نیست بلکه آن اسماء عین خلیلند، آن اسماء در متخلق کامل نفوذ کرده پس او خلیل است.
و نیز در عظمت ابوبکر و همتایی او با پیامبر و استدلال بر خلافت بلا فصل وی در فتوحات می نویسد:
«... و الميم وجود العالم الذي بعث إليهم و النقطة التي تليه أبو بكر رضي الله عنه و النقطة التي تلي المیم الثانیة محمد... فإنه واقف مع صدقه و محمد(صلی الله علیه وآله) واقف مع الحق و لما لم يصح اجتماع صادقين معا لذلك لم يقم أبو بكر في حال النبي صلى الله عليه و سلم و ثبت مع صدقه. فلو فقد النبي صلى الله عليه و سلم في ذلك الموطن و حضره أبو بكر لقام في ذلك المقام الذي أقيم فيه رسول الله... المقالة عندنا إنما كانت لأبي بكر رضي الله عنه و يؤيدنا قول النبي صلى الله عليه و سلم لو كنت متخذا خليلا لاتخذت أبا بكر خليلا!...» [3]
ترجمه: ...میم وجود عالم است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) به سوی آنان مبعوث گردیده، و نقطه ای که به دنبال میم است ابوبکر، و نقطه ای که به دنبال میم دوم است محمد(صلی الله علیه وآله) است. ابوبکر در جایگاه صدقش قرار دارد، و محمد(صلی الله علیه وآله) در جایگاه حق است، و چون درست نیست دو صادق با هم جمع شوند، ابوبکر با وجود پیامبر به پا نمی خیزد و در جایگاه صدقش باقی می ماند و چون پیامبر از جایگاه مفقود شد (رحلت نمود) و ابوبکر حضور داشت به آن مقام به پا می خیزد، و این مقامی است که ابوبکر به آن می رسد،

این تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم مخصوص ابوبکر است

و گفته پیامبر: «لو کنت متخذاً خلیلاً لاتخذت ابابکر خلیلاً...» این معنا را تأیید می کند.
لازمه این سخن این است که اگر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نمی بود ابوبکر حتماً پیامبر می بود، و چون پیامبر رحلت نمود ابوبکر به حق به جای وی قرار گرفت چه این که مقامش این اقتضا را داشت.»[4]عاقبت


پی نوشتها

[1] این حدیث از جعلیات احادیث اهل سنت است. مرحوم علامه امینی در چلد پنجم الغدیر بحث مفصلی راجع به این گونه احادیث جعلی اهل سنت دارد.
[2] فتوحات مکیه ج4 ص404
[3] فتوحات مکیه ج1 ص110 باب معرفة الأسرار
[4] دیدگاه محی الدین در مورد خلفا سید علی رضا حسینی ص27

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی